صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )

مقدمه 77

الشواهد الربوبية في المناهج السلوكية ( مقدمه فارسى وحواشي سبزوارى )

او قدرت تفكر و موشكافى عميق را نداشته است . شايد يك اشكال وارد بأصول و مبانى حكماى مشّاء در كتب أو موجود نباشد . اشكالات اساسى بر مبانى فلاسفه را بايد در كتب فلاسفه جستجو نمود مانند اينكه شيخ اشراق بر كثيرى از قواعد مشّاء مناقشه نمود و قواعدى را ابطال و قواعدى را بجاى آنها پابرجا نمود از طريق علم انحراف حاصل ننمود دهن‌كجى بعلم نه مجهولى را معلوم مىكند و نه مطلب ناقصى را كامل و پخته مينمايد . * * * * غفلت دانشمندان شرق اوسط و بخصوص فضلاى مدارس اسلامى از سير فلسفه و عرفان در ايران بعد از خواجه با اينهمه مراودات و رفت‌وآمدها جاى تأسّف است خصوصا اينكه أكثر اين مباحث پيرامون عقايد دينى و حقايق اسلامى صورت گرفته است . فلسفهء اسلامى بعد از خواجه متوقف نشد بلكه أصول و قواعد حكمت مشّاء و اشراق بتدريج بهم آميخته شد و بواسطهء تلألؤ و اتقان قواعد عرفانى اسلامى طرفداران مشاء و اشراق از مسلك عرفان متأثّر شدند و اين سير خفى و ناآشكار در زمان ملا صدرا جهش و حركتى سريع به خود گرفت و به كلى تغيير در مبانى فلسفي حاصل گرديد و از مقام كمون و خفا ظاهر شد بنحويكه طلاب معرفت و حكمت منغمر در اين طريقهء انيقه شدند و بحقيقت دريافتند كه از ساير مسالك بىنيازند لذا دانشمندان فصل نوينى در حكمت الهى باز نمودند . با پيدايش صدر المتألّهين ميتوان گفت به همان ميزان كه علوم طبيعي در مغرب